محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
926
مخزن الأدوية ( ط . ج )
Prolapsus of ey elid * استسقا : طلب آب كردن ، گرد آمدن آب زرد در شكم Ascites , Hydropsy * استسقاى زقى : بيمارى كه در آن شكم ورم كند و ناف بيرون جهد و چون بيمار حركت كند صداى غلغل آب شنيده شود . * استسقاى طبلى : نوعى استسقا كه شكم ورم كند و در آن آب جمع شود و از هر طرف كشيده شود و چون بر آن زنند آواز طبل دهد Tympanites * استسقاى كبدى : استسقاى ناشى از هپاتيت يا سيست كبدى * استسقاى لحمى : آماس تمام بدن Anasarca * استطلاق بطن : شكم روش ، اسهال * استغاثه : فرياد كشيدن * استمراء : گوارش * استنجاء : شستن موضع غائط و بول * استياك : مسواك زدن * اسفار : مسافران * اسفل : پايينى * اسقاط : سقط جنين Miscarriage * اسكار : مستكردن * اسنان : دندانها * اشقر : هرچه داراى رنگ سرخ مايل به زرد باشد ، سرخ و سفيد * اصبع : انگشت * اصطياء : شكار كردن ، صيدكردن * اصل : بيخ ، ريشه * اضائت : روشن شدن * اطليه : ج طلاء . * اطناب : پرحرفى ، زياد سخن گفتن * اعالى : قسمتهاى بالايى هر چيز را گويند * اعانت بر حمل : كمك به آبستن شدن * اعراض نفسانى : بيماريهاى روانى Mental illness * اعرج : لنگ * اعضاى رييسه : قلب و مغز و كبد * اعياء : ماندگى ، درد مفاصل * اغبر : خاكى ، خاك رنگ * اغشيه : ج غشاء * افتراش : جماع * افضيه : جمع فضا ، مكانهاى فراخ * افواه : ج فم * افواه عروق : دهانه رگها * اكال : خورنده عضو * اكتحال : سرمه كشيدن ، به چشم كشيدن * اكثار : افزودن ، بسيار كردن * التحام : بهم پيوستن و بسته شدن جراحت * التصاق پلك : بهم چسبيدن پلكها * التواء : انحراف و پيچيدگى * اليق : لايقتر ، سزاوارتر * اماتت : از بين بردن * اماله : داخل كردن مايعات در امعاء و احشاء از پايين جهت پاك كردن معده و رفع يبوست * امتلاء : پر بودن * املس : نرم ، هموار * ام صبيان : جمع شدن مايع در سر نوزاد Hydrocephalus of newborn * امعاء : روده * انارت : روشن شدن * انبعاث : برانگيخته شدن * انبوبه : فاصله بين دو بند نى ، لوله * انبيق : ظرفى است براى تقطير مايعات و گرفتن عصاره و عرق . * انثيان : بيضهها ، تخمدانها * انحدار : پايين رفتن * انخراق : پارگى * اندمال : بهبود يافتن * انسب : شايستهتر